![]() |
![]() |
|
|
Be back soon..
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت توسط الناز |
|
![]()
در تاریکای سرد شب به خواب که رفتم زمستان بود هنوز سپیده دمان یک شکوفه کوچک گیلاس بر سر شاخه هایم است معجزه وار |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت توسط الناز |
|
![]() این یک "در" است. یک "در" معمولی.. متشکل از یک چهارچوب چوبی ساده آبی تیره با زوایای نوک تیز و منظم که قرار است محکم و مستقر باشد.. قرار است پایه و اصل باشد.. قرار است خود "در" بر محور لولای آن بچرخد.. قرار است در باز و بسته شدن های بی انتهایش نفرساید و ستون بماند. قسمت دوم خود "در" است.یک تکه چوب یک قواره خوش جنس با کمی تراش و مدل که رنگ سفیدی هم به آن خورده است و قرار است گاهی باز باشدو گاهی بسته.. گاهی هم مثل الان نیمه بسته.. وقتی نیمه بسته است یعنی می توانی از لای "در" آن سو را سرک بکشی اما اجازه رد شدن نداری.. اگر می پرسی صاحب اجازه کیست باید بگویم که نمی دانم.. شاید اوست.. شاید هم منم.. شاید هم از صبح تا شب این "در" بیچاره در کش و قوس میان دستان من و اوست.. من می خواهم باز کنم او می بندد.. من می خواهم ببندم او "در" را چهار تاق باز باز می گذارد.. او می خواهد ببندد من پایم را می گذارم لای "در" و له می شوم تا نگذارم.. گاهی هم می گذارد بر خلاف میل او از میان چهار تاق "در" رد شوم اما یک پوست موز میندازد زیر پایم تا همان دم با سر , زمین بخورم و او بخندد و بگوید :"دیدی گفتم نرو!".. گاهی در تفاهم کاملیم.. او می گوید :"لطفا تشریف بیاور این سمت دیگر" و من ضمن اینکه شاهزاده وار از "در" رد می شوم می گویم :"متشکرم".. یا اینکه می گویم :"لطف می کنی اگر آن یکی "در" را ببندی.. غمگینم می کند" و او با مهربانی بلند می شود و می رود و "در" را می بندد و من حق شناسانه نگاهش می کنم.. گاهی هم من را واسطه باز و بسته کردن "در" مردم می کند.. در این موارد چون پای خودم کمتر در میان است کمتر مقاومت می کنم و هر چه بخواهد کما بیش انجام می دهم. وقتی خوب نگاه می کنم می بینم تمام زندگیم خلاصه ای از ماجراهای من و او بر سر این "در" است.. و نه تنها یک "در" واحد.. بلکه مجموعه ای از هزاران "در" , در این دنیای ماز گونه تو در تو.. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت توسط الناز |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1389 اسفند 1388 مهر 1388 |
|
RSS
|